معنی باشو
8 بازدید
(اِ) چلپاسه. (برهان) (فرهنگ جهانگیری). رشیدی گوید در جهانگیری بمعنی چلپاسه آورده و ظاهراً کرباشو است نه باشو. (فرهنگ رشیدی). رجوع به کرپاسو و کرباشو شود.[ شْ شُ ] (اِخ) بروایت ابن حوقل شهری بسیار حاصلخیز و مستحکم در جزیرهٔ شریک بدین نام بوده و از آنجا تا قیروان یک منزل راه است. (معجم البلدان) (مراصد الاطلاع).(اِ) در اصطلاح محلی دهات کرمان پدرجد را گویند و «بابو» جد را و در لهجهٔ عامه بصورت بابو و باشو گفته میشود.
کلمات همقافیه با «باشو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شو» برای سرودن شعر