معنی باشقه
5 بازدید
[ شِ قَ / قِ ] (اِ) چرکی که از کار کردن در دست و اعضاء بهم رسد (؟) (ناظم الاطباء). این کلمه مصحف «شغه» است باضافهٔ «با» و رویهم یعنی پینه دار و شوخ گرفته.
کلمات همقافیه با «باشقه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قه» برای سرودن شعر