معنی باسیاست
6 بازدید
[ سَ ] (ص مرکب) باتدبیر. چاره جوی. پیش بین و کاربر. || آنکه به اصول دیپلماسی آشناست. آگاه به سیاست.
کلمات همقافیه با «باسیاست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر