معنی باستین
5 بازدید
[ سِ ] (اِ) در تحفةالاحباب میوه ای را گویند که توی درخت (؟) باشد و باشین هم روایت شده. (فرهنگ شعوری ج ۱ ورق ۱۸۰). باشتین. (ناظم الاطباء). رجوع به باشتین شود.(اِخ) قریه ای است در یک فرسنگی جنوبی رامهرمز. (فارسنامهٔ ناصری). ظاهراً صورتی از باستی است و رجوع به باستی شود.
کلمات همقافیه با «باستین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر