معنی باستی
5 بازدید
(حامص) افتادگی. فروتنی. (برهان قاطع) (آنندراج) (انجمن آرای ناصری).(اِخ) دهی از دهستان سیراوی بخش دیلم شهرستان بوشهر که در ۳۷ هزارگزی جنوب خاور دیلم و ۶ هزارگزی خاور راه فرعی دیلم به گچساران در جلگه واقع است. ناحیه ای است گرمسیر و مرطوب و مالاریایی و دارای ۳۸۰ تن سکنه، آب آن از چاه تأمین میشود و محصول آن کشت غلات (دیمی) و شغل مردمش زراعت و راه آن فرعی است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «باستی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر