معنی باستره
4 بازدید
[ تَ رَ / رِ ] (اِ) کشتزار. (شعوری ج ۱ ورق ۱۹۲). || تاریخ خوان. قصه گوی. (شعوری ج ۱ ص ۱۹۲) و رجوع به باسره و باسرم شود.
کلمات همقافیه با «باستره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر