معنی باست
6 بازدید
(اِ) نوعی از اسفناج (سرمق MMM سَرمَج: یجمعون البراهمة علی اطعمة متخذة من باست و هو السرمق. (تحقیق ماللهند بیرونی ص ۲۹۰ س ۲).(اِخ) در اساطیر مصری نام خدائی است که سر مجسمهٔ آن به شکل سر گربه ساخته میشده است و هرودوت از آن به «بوباست» نام برده است. این نام از شهر بوباستیس گرفته شده و معبد معتبر این الهه در این شهر بوده است.
کلمات همقافیه با «باست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر