معنی بازی شب
4 بازدید
[ شَ ] (اِ مرکب) آتشبازی کردن. || بیرون آوردن صورتها، و این را هفت بازی گویند. (آنندراج). هفت بازی است که در شب بازند چون آتشبازی و خمربازی و برآوردن صورتها و غیره. (هفت قلزم). || خمر نوشیدن. (آنندراج). || خمربازی. (هفت قلزم).
کلمات همقافیه با «بازی شب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شب» برای سرودن شعر