معنی بازی بانگیز
6 بازدید
[ یِ بِ اَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) عبارت از بازیی که نزدیک باشد به بردن. (آنندراج). بازیی که بنفع حریفی در شرف پایان یافتن است : شدیم مات به شطرنج غایبانهٔ تو بما بخند که بازیت خوش بانگیز است. ملا وحشی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «بازی بانگیز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر