معنی بازیگوشی کردن
7 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) بازی دوست بودن. جلفی و سبکی کردن. شوخ بودن.
کلمات همقافیه با «بازیگوشی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر