معنی بازیدوست
5 بازدید
(ص مرکب) دوستدار بازی. آنکه به لهو و بازی دل بسته باشد: و کماری بازی دوست بود و شکار و عیش کردن. (مجمل التواریخ و القصص ص ۹۹).
کلمات همقافیه با «بازیدوست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر