معنی بازیاری
6 بازدید
(حامص مرکب) بازداری. نگاهداری باز. قوشچی گری. || منسوب به بازیار و بازداری که پرورش باز را معنی میدهد. (انساب سمعانی).(اِخ) دهی است از دهستان بهمنی بخش میناب شهرستان بندرعباس و در ۵ هزارگزی باختر میناب و دو هزارگزی شمال راه فرعی میناب در جلگه واقع است. ناحیه ای گرمسیر و دارای ۴۰۰ تن سکنه است، آب آن از رودخانه تأمین میشود، محصول عمدهٔ آن خرما، مرکبات و شغل مردمش زراعت و راه آن مالرو است. مزرعهٔ شهمرادی جزء این ده است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸). دو فرسخ میانهٔ شمال و مغرب میناب است. (فارسنامهٔ ناصری).
کلمات همقافیه با «بازیاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر