معنی بازیآموز
5 بازدید
(نف مرکب) آموزندهٔ بازی. تعلیم دهندهٔ بازی. رقص آموز: بازی آموز لعبتان طراز از پس پرده گشت لعبت باز. نظامی (هفت پیکر ص ۲۸۰).
کلمات همقافیه با «بازیآموز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر