معنی بازگذشته
5 بازدید
[ گُ ذَ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) ماضی. گذشته. درگذشته : و داند [ قدرخان ] که دو مهتر بازگذشته بسی رنج بر خاطرهای پاکیزه خویش نهادند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۷۲).
کلمات همقافیه با «بازگذشته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر