معنی بازگذاشته
3 بازدید
[ گُ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) مفوض. سپرده. || بازگذاشتهٔ مرده؛ ترکه. میراث. مرده ریگ.
کلمات همقافیه با «بازگذاشته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر