معنی بازکاونده
5 بازدید
[ وَ دَ / دِ ] (نف مرکب) جوینده. تحقیق کننده. محقق. نَجِث. نَجّاث. (منتهی الارب). و رجوع به بازکاویدن شود.
کلمات همقافیه با «بازکاونده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر