معنی بازپس کشیدن
4 بازدید
[ پَ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) بعقب راندن. به عقب برگرداندن : دویم رمضان کوس بزدند و امیر برنشست و راه مرو گرفت اما متحیر و شکسته دل میرفتند راست بدان مانست که میگفتی بازپسشان میکشند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۶۳۰).
کلمات همقافیه با «بازپس کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر