معنی بازپس دادن
5 بازدید
[ پَ دَ ] (مص مرکب) رد کردن. مسترد کردن : بعد از آن برده های قبیله سرق بازپس دهند. (تاریخ قم ص ۳۰۰). گر تضرع کنی و گر فریاد دزد زر بازپس نخواهد داد. سعدی (گلستان). تو بچشمان مست و پیشانی دل ما بازپس نخواهی داد.سعدی (طیبات).
کلمات همقافیه با «بازپس دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر