معنی بازپس ایستادن
5 بازدید
[ پَ دَ ] (مص مرکب) باز پس استادن. عقب ماندن. بدنبال ماندن. سپس ماندن. تخلف. (ترجمان القرآن) (منتهی الارب). اِذمام. (تاج المصادر بیهقی): پس بیژن از پدر و ملک بازپس استاد و آنجا بماند. (تاریخ قم ص ۸۰).
کلمات همقافیه با «بازپس ایستادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر