معنی بازپس افکندن
4 بازدید
[ پَ اَ کَ دَ ] (مص مرکب) تأخیر. به عقب انداختن. بدنبال افکندن. نَسی ء. (ترجمان القرآن). ارجاء. بازپس انداختن : و گفت آدمی [ که ] توبه و طاعت بازپس می افکند راست بدان ماند که شکار میکند تا منفعت آن دیگری را رسد. (تذکرةالاولیاء عطار).
کلمات همقافیه با «بازپس افکندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر