معنی بازپسترین
7 بازدید
[ پَ تَ ] (ص عالی) عقب ترین. آخرین. بدنبال ترین : ازمله بازپس ترین شهری است که از وی به اندلس روند. (حدود العالم).
کلمات همقافیه با «بازپسترین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر