معنی بازپاشیدن
5 بازدید
[ دَ ] (مص مرکب) از هم پراکندن. از هم جدا شدن اجزای چیزی. پریشان و پریش شدن. و رجوع به بازپاشیده شود.
کلمات همقافیه با «بازپاشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر