معنی بازون
5 بازدید
(اِخ) نام ولیعهد و قائم مقام فلیودیوس یکی از امپراتوران روم در زمان حضرت عیسی است که سیزده سال پادشاهی کرد. او اسقیناس را به فتح اورشلیم مأمور گردانید و اسقیناس بدان جانب شتافت و به محاصرهٔ نصاری کوشید و چون نزدیک بدان رسید که شهر مسخر گردد، شنید که بازون جنون پیدا کرده و زوجهٔ خود را بقتل رسانیده و خود را نیز پس از چند روز هلاک ساخته است، بنابر این پسرش را به محاصرهٔ اورشلیم بازداشت و خود به رومیه بازگشت و بر تخت سلطنت متمکن شد. در تحفةالملکیه مسطور است که آیت:{/B «إِذْ أَرْسَلْنََا إِلَیْهِمُ اِثْنَیْنِ فَکَذَّبُوهُمََا فَعَزَّزْنََا بِثََالِثٍ ۱-۷۳۶:۱۴/}(قرآن ۳۶/۱۴)»، در شأن رسولانی است که به اشارات حضرت عیسی نزد بازون رفته بودند. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۱ ص ۲۱۶ شود.(اِخ) معروف به بازون الصغیر، نام یکی از امپراتوران روم که بعد از ذومنطانس مالک تاج و تخت شد. سیرتی پسندیده داشت و هر کس را ذومنطاس اخراج کرده بود باز به رومیه طلبید. ایام سلطنتش بیک سال و چهار ماه کشید. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۱ ص ۲۱۶ شود.
کلمات همقافیه با «بازون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر