معنی بازنمودنی
6 بازدید
[ نُ / نِ / نَ دَ ] (ص لیاقت) گفتنی. آنچه درخور اظهار کردن است. آنچه باید اطلاع داده شود: خواجه را از راه غور بغزنین باید آمد تا ما را ببیند و بمشافهه آنچه بازنمودنی است بازنماید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۵۳۲).
کلمات همقافیه با «بازنمودنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر