معنی بازستان
5 بازدید
[ سِ ] (نف مرکب) باجدار. کسی که عشور زمین و خراج باغ و اشجار و بوستان را میگیرد. عامل. محصل اموال دولتی. (شعوری ج ۱ ص ۱۸۰). باجگیر. باج ستان، مأمور مالیات. باجدار. کسی که باج دریافت میکند.
کلمات همقافیه با «بازستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر