معنی بازرو
4 بازدید
[ ] (اِ) تره ای است برگش چون برگ شاه اسپرم. (صحاح الفرس). تره ای است چون شاه اسپرغم که طبیبان بادرویه نویسند و آنرا از ادویهٔ طبی نامند. و بادرنجبویه نیز گویندش. (فرهنگ اوبهی نسخهٔ خطی کتابخانهٔ سازمان لغت نامه ص ۱۹). بادرویه.(اِ) لباس هرروزه. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بازرو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر