معنی بازرهانیدن
5 بازدید
[ رَ دَ ] (مص مرکب) نجات دادن. رهانیدن : مگر کز بند غم بازم رهانی که مردن به مرا زین زندگانی.نظامی. و رجوع به رهانیدن شود.
کلمات همقافیه با «بازرهانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر