معنی بازخانه
5 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِ مرکب) معروف و به ترکی قوشخانه گویند. (آنندراج). جائی که در آن باز شکاری امرا را پرورش میدادند: تو ز آشیانهٔ باز سپید خاسته ای ز بازخانه نپرد بهیچ حالی بوم.سوزنی.[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان مرکزی بخش حومهٔ شهرستان بجنورد که در شش هزارگزی جنوب خاوری بجنورد و هشت هزارگزی خاور راه شوسهٔ عمومی بجنورد به اسفراین و در جلگه واقع است. هوایش معتدل با ۳۰۵ تن سکنه، آبش از رودخانه، محصولش غلات، بنشن و میوه جات و شغل مردمش زراعت و راهش مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «بازخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر