معنی بازجای
5 بازدید
[ زْ / زِ ] (اِ مرکب) حیز. مستقر. مأوی و مکان. (آنندراج). || جای مراجعت و بازگشت. (ناظم الاطباء). || بازپس. (از بهار و غوامض سخن) (آنندراج). واپس. من بعد. || باقی مانده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بازجای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر