معنی بازتافتن
5 بازدید
[ تَ ] (مص مرکب) بازگرداندن. بازپیچاندن : ز گردان لشکرش هر کس که یافت عنانش بتندی همی بازتافت. اسدی (گرشاسب نامه چ تهران ص ۱۰۶). و رجوع به تافتن شود.
کلمات همقافیه با «بازتافتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر