معنی بازبکند
4 بازدید
[ ] (اِ مرکب) قزاکند. (فهرست البیان و التبیین چ حسن السندوسی. قاهره، ج ۳ ص ۷۸). و منهم یلبس البازبکند و یعلق الخنجر و یأخذالجزر و یتخذالجمة. (البیان و التبیین ج ۳ ص ۷۸). در متن و حاشیهٔ البیان و التبیین چنین است و بر فرض باز بمعنی کژ یا کز یا کج آمده باشد بدین صورت کلمه درست نیست و باید بازیکند باشد نه بازبکند، نظیر برزیگر و جز آن، ولی باز یا پاژ یا فاز بمعنی ابریشم نیامده و تنها در لغات دساتیری کلمهٔ باز بمعنی لطیف آمده که آنهم نمیتواند مورد اعتنا باشد و چون کلمهٔ قزاکند بصورتهای کژاغند و کزاغند و در تعریب کازغند (دزی) آمده است ظاهراً بازیکند صورتی از کازیغند یا کازکند است.
کلمات همقافیه با «بازبکند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر