معنی بازبچه
3 بازدید
[ بَ چِ ] (اِخ) دهی است از دهستان شهرمیان بخش مرکزی شهرستان آباده که در ۱۸ هزارگزی جنوب باختر اقلید و یک هزارگزی شمال خاور راه فرعی کولار به ده بید در دامنه قرار دارد. منطقه ای است سردسیر با ۲۰۰ تن سکنه. آبش از چشمه و قنات. محصولش غلات، حبوبات، چوب. شغل مردمش زراعت و قالیبافی و راهش فرعی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷). قریه ای است پنج فرسنگ و نیمی شمال اسپاس. (فارسنامهٔ ناصری).
کلمات همقافیه با «بازبچه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چه» برای سرودن شعر