معنی بازبدی

معنی بازبدی

5 بازدید
[ زَ دا ] (اِخ) خرّه ای است نزدیک باقردی از ناحیهٔ جزیرهٔ ابن عمر. بازبدی در سمت غربی دجله و باقِردَی در سمت شرقی آن است و این دو محل دو خره اند مقابل هم و بازبدی نام قریه ای است مقابل جزیرهٔ ابن عمر که تمامت کوره را بدان نامیده اند. و نزدیک آن کوه جودی و قریهٔ ثمانین است که ذکر آنها در قصهٔ کشتی نوح آمده است. یکی از شعرا بازبدی را بر بغداد برتری داده و گفته است : بقردی و بازبدی مصیف و مربع و عذب یحاکی السلسبیل برود و بغداد ما بغداد اما ترابها فحمی و اما بردها فشدید. (از معجم البلدان) (مراصدالاطلاع). نام قدیم ناحیه ای مرکب از ۸۰ پارچه قریه میباشد که در ولایت دیاربکر در جوار جزیرهٔ ابن عمر در دامنه های کوه جودی واقع است. در برابرش یعنی در سمت مشرق نهر نامبرده ناحیهٔ دیگری موسوم به باقردی قرار دارد. این ناحیه موطن برخی از علما و دانشمندان منسوب به بازبدی بوده است. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۲). و رجوع به کرد و ریشهٔ نژادی و تاریخی او صص ۹۸-۱۹۰ شود.

کلمات هم‌قافیه با «بازبدی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید