معنی بازارگانی کردن
5 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) معامله کردن. تجارت کردن. دادوستد کردن : چو بازارگانی کند پادشا از او شاد گردد دل پارسا.فردوسی. هر بازارگانی که با خلق کنی با حق کن. (مجالس سعدی ص ۱۳).
کلمات همقافیه با «بازارگانی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر