معنی بازارزده
5 بازدید
[ زَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) جنسی که آنرا مکرر در بازار برده باشند و هنوز خریده نشده باشد. (آنندراج) (فرهنگ ضیاء). متاعی که لایق فروختن نباشد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بازارزده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر