معنی بار گذاشتن
5 بازدید
[ گُ تَ ] (مص مرکب) بار گذاشتن دیگ و جز آن، بر روی اجاق یا سه پایه که زیر آن آتش است نهادن پختن را: آبگوشت را بار گذاشتی؟
کلمات همقافیه با «بار گذاشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر