معنی بار شکسته
6 بازدید
[ رِ شِ کَ تَ / تِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) مجلس پادشاهی پایان یافته. بار گسسته. بهم خورده. تمام شده. خاتمه یافته : هرگز نشود دامن زایر بدر او از شِستَن و نایافتن بار شکسته.سوزنی. و رجوع به بار گسستن شود.
کلمات همقافیه با «بار شکسته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر