معنی بار جستن
5 بازدید
[ جُ تَ ] (مص مرکب) رخصت یافتن. اجازت گرفتن برای دخول بنزد شاه یا امیری : بر درگهش نشسته بزرگان و مهتران ازبهر بار جستن و بر ما گشاده در.فرخی.
کلمات همقافیه با «بار جستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر