معنی بار برتافتن
5 بازدید
[ بَ تَ ] (مص مرکب) بمعنی خود، طالب آملی گوید: از آن مقفا سر کردم این غزل طالب که دوش قافیه ام برنتافت بار ردیف. (از آنندراج). و آن بمعنی تحمل کردن بار و طاقت باربرداری است. رجوع به برتافتن شود.
کلمات همقافیه با «بار برتافتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر