معنی باری به هر جهتکردن
6 بازدید
[ هَ جَ هَ کَ دَ ] (مص مرکب) امری را ناتمام و ناقص و بی استحکام انجام کردن. به تسامح و بی استواری کاری انجام کردن یا کلامی را گفتن. نظر سطحی انداختن. سرسری کاری انجام دادن. مرور کردن. مطالعه کردن. رجوع به امثال و حکم دهخدا و «باری» شود.
کلمات همقافیه با «باری به هر جهتکردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر