معنی باریتعالی
5 بازدید
[ تَ لا ] (اِ مرکب) خدای عز و جل. خداوند متعال. خدا. جبار. (منتهی الارب): لطف باری تعالی دررسید و آن محنت از گردن من بگردانید. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). باری تعالی باران رحمت فروفرستاد. (ایضاً ص ۳۳۱). متسلسل بسببی که مسبب الاسباب و واجب الوجود خوانند و آن باری تعالی است. (سندبادنامه ص ۳۷۸).[ تَ لا ] (اِ مرکب) خدای عز و جل. خداوند متعال. خدا. جبار. (منتهی الارب): لطف باری تعالی دررسید و آن محنت از گردن من بگردانید. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). باری تعالی باران رحمت فروفرستاد. (ایضاً ص ۳۳۱). متسلسل بسببی که مسبب الاسباب و واجب الوجود خوانند و آن باری تعالی است. (سندبادنامه ص ۳۷۸).
کلمات همقافیه با «باریتعالی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر