معنی باریافته
5 بازدید
[ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) آنکه پذیرفته شده باشد بحضور شاه یا امیری. رخصت حضور یافته. شرفیاب شده. قبول شده و اذن داده شده. (ناظم الاطباء). پذیرفته شدهٔ حضور شاه. (دِمزن): از خواص باریافتگان صحبت شریف حضرت خواجهٔ ما قدس اللََّه روحه بودند. (انیس الطالبین نسخهٔ خطی کتابخانهٔ مؤلف)... و از جملهٔ مقربان دربار گیتی مدار و باریافتگان مجالس خاص و عام... (تذکرةالملوک چ ۲ ص ۲۵). || نوکر و محافظ حرمخانه. (ناظم الاطباء) (دِمزن).
کلمات همقافیه با «باریافته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر