معنی بارکین فراخ
5 بازدید
[ فَ ] (اِخ) مؤلف شرح احوال و آثار رودکی در ج ۱ ص ۱۰۱ بنقل از تاریخ بخارای نرشخی آرد: نیستانها و آبگیرهای بزرگ پیوسته به بیکند (شهری بر جانب جیحون) بود که آن را «قراکول» و «بحرهٔ سامجن» نیز میخواندند. در صورتی که در متن تاریخ بخارا پارگین فراخ است. رجوع به پارگین فراخ و رجوع به احوال و اشعار رودکی ج ۱ ص ۱۰۱ شود.
کلمات همقافیه با «بارکین فراخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اخ» برای سرودن شعر