معنی بارکده
6 بازدید
[ کَ دَ / دِ ] (اِ مرکب) بارانداز. شهری بازرگانی که محل افکندن مال التجاره باشد. موضعی که چون انبار مال التجاره باشد و این کلمه را صاحب حدود العالم در معانی مزبور آورده است : عمان شهری است عظیم... و بارکدهٔ همهٔ جهان است و هیچ شهری نیست اندر جهان که در وی بازرگانان توانگرتر از آنجا بود. (حدود العالم). شوش، شهری است [ بخوزستان ] توانگر و جای بازرگانان و بارکدهٔ خوزستان است و از وی جامه و عمامهٔ خز خیزد. (حدود العالم). جاجرم... بارکدهٔ گرگان است. (حدود العالم). بلخ... بارکدهٔ هندوستان است. (حدود العالم). رجوع به بارگاه شود.
کلمات همقافیه با «بارکده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر