معنی بارکاو
5 بازدید
(ص) موزون. هماهنگ. موافق : نکرده یکدمی آهنگ موزون نباشد بارکاو ساز گردون . (شعوری ج ۱ ورق ۱۸۸). کنسرت موزون و هماهنگ. (دِمزن: بارگاو). این لغت در مآخذ معتبر یافته نشد.
کلمات همقافیه با «بارکاو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «او» برای سرودن شعر