معنی بارونی
5 بازدید
(ع ص نسبی) نسبت به بارون و در تعریب نیز بارونیّ آید. (دزی ج ۱ ص ۴۸). رجوع به بارون شود.(اِخ) سلیمان بن شیخ عبداللََّه بارونی نفوسی. او راست: ۱- الازهارالریاضیة فی ائمة و ملوک الاباضیة جزء ۲ مطبعهٔ بارونیه. (بی تاریخ). ۲- دیوان (سلیمان بارونی) مطبعة الازهار البارونیة مصر ۱۳۴۶ هـ . ق. (معجم المطبوعات ج ۱ ستون ۵۱۵).(اِخ) شیخ عبداللََّه بن یحیی بارونی نفوسی. از علمای اباضیة و از مردم طرابلس مغرب است. او راست: ۱- دیوان شیخ عبداللََّه بارونی و دیوان شاگردش شیخ عمروبن عیسی تندمیرتی، چاپ سنگی مصر یا طرابلس غرب. ۲- سلم العامة و المبتدئین الی معرفة أئمةالدین، که آن را برای حاج سلیمان بن زیدالیفرنی بحدود ۱۲۹۰ هـ . ق. نوشته است. چ مطبعهٔ نجاح ۱۳۲۴ هـ ق. (معجم المطبوعات ج ۱ ستون ۵۱۵).
کلمات همقافیه با «بارونی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر