معنی بارودة
5 بازدید
[ دَ ] (ع اِ) مفرد بارود، تفنگ. (دزی ج ۱ ص ۴۸).
کلمات همقافیه با «بارودة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر