معنی بارنگ
4 بازدید
[ رَ ] (ص مرکب) رنگ دار. ملون. || (اِ) بادرنگ. (ناظم الاطباء). بادنگ. بارنج. رجوع به شعوری ج ۱ ورق ۷۴ شود. || بند قنداغ. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بارنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر