معنی بارنانه کردن
6 بازدید
[ نَ / نِ کَ دَ ] (مص مرکب) شخصی که نفس خود را به مهلکه اندازد. (شعوری ج ۱ ورق ۱۷۹ برگ ب). زود در مخاطره و هلاکت افتادن. (ناظم الاطباء) (دِمزن). رجوع به بارانه کردن شود.
کلمات همقافیه با «بارنانه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر