معنی بارفروشهده
6 بازدید
[ فُ شَ دِهْ ] (اِخ) دهی به مازندران. بارفروش : پس از وصول بدان حدود [ مازندران ] امیر نظام الدین عبدالکریم که ایالت آمل و بارفروشه ده ارثاً و استحقاقاً تعلق به وی میداشت... (حبیب السیر چ خیام ج ۴ ص ۵۲۰). و رجوع به همین کتاب ج ۳ صص ۳۴۰ -۳۴۱ -۳۴۳ -۳۴۴ - ۳۴۷ -۳۴۹ -۳۵۴ -۳۵۵ شود.
کلمات همقافیه با «بارفروشهده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر